تبليغاتX
هوای خنک استغنا - 84.من اگر خلقتی خود باشم ، زلالم !


















هوای خنک استغنا

رَبَّنـَـا لـَا تـُــزِغ قُلوُبَنـَـا بَعــدَ إذهَــدَيتَنــَا

 

من اگر خلقتی خود باشم ، زلالم !

 

 

شناخت

................

بین شناسنده و

 پدیده مورد شناسایی

فاصله است

 

وقتی پدیده را

مطلق شناختین می شود

احوال خودتان

 

تو : من

بیــــــا

 

در شناخت

مقاومت است

حرمت پدیده را نگاه دار

تا محرم شوی

 

تسلیم شو

اگر یک قدم برداری

او ده قدم

به جلو می آید

 

عشق

انسان را می کوبد

باید به تواضع برسی

 

 

وابستگی غیر ارادی است .

اگر به طبیعت خود برگردیم

 خطاب الهی می شویم .

نسیمی که واژه های عادی

 را از نو رقم می زند .

 

 

بی وفایی

..................

بی وفایی نوعی حرفه زیبایی است

می خواهد بگوید که:

تو مرا نمی شناسی

 

ما در موجودیت خود

دیگری را تعریف می کنیم

هر پدیده ای که در وهم ما نگنجد

 خوردش می کنیم

 

 

من اگر خلقتی خود باشم ، زلالم !

وقتی اشباع نشویم ، عصیانیم !

 

همه انسانها می ترسند

باید اجازه دهیم،

همه در طبیعت خودشان باشند

نباید وسعت پرواز را در دیگری محدود کنیم

 

 

 

 

جنگ

..........................

جنگ ها از رنگ ها بر می انگیزند

سازهای هیچ دو انسانی هم کوک نیستند

باید از قالب ها جدا شویم

آب شویم

تسلیم شویم

ما اگر قطره های باران باشیم

دریا می شویم

 

 

بی زبان

...........................

بی زبان می گفت :

من کردم گناه

 

از زبان نباید شنید

حتی در دعوت به خیر

 

گاهی حیثیت انسان

در بلاغت است

 

من گروهی می شناسم

از اولیا

که دهانشان بسته است

اندر دعا

 

 

شما وقتی

خدایی را می شناسید

خودتان باشید

 

«خدا منم»

 

در عرفان

بین من و او

فاصله ای نیست

 

 

جلسه مثنوی

دکتر نبوی

 

+ دوشنبه 1384/09/14 .مریم. |