قصه صبر امروز مادر بزرگ ندارد . یکی بود ، یکی نبود حقیقت تمام داستان های مجنون شد . بی بی آیه "معراج" اش را بر سینه گرمای منزل اش با خود برد و سکوت و شیون نبض ثانیه های خانه شد ....
من به مهمانی دنیا رفتم... .من به دشت اندوه ، من به باغ عرفان، من به ایوان چراغانی دانش رفتم.....رفتم از پله مذهب بالا . تا ته کوچه شک، تا هوای خنک استغنا....تا سکوت خواهش .تا صدای پر تنهایی - سهراب سپهری