|
"مادر"م شاعره ی شادی بود ، و نشاط اش همین بس که آزادی بر در خانه دوست بنشاند و غبار اسارت از دل بروباید . او رها بود و به فصل نو ، ایمان داشت . قد احساس اش مردانگی سختی بود که همه را به قیام می خواند و طنین صدایش شهد شور مردانی بود که در راه آرمان های خویش ، از جان خویش می گذشتند و پرچم استقلال خویش را برفراز اصالت غرور می نشاندند . " کودک" ام روح سرشاری بود ، شیطنت معصوم اش جولانگاه عواطف و تفکری بود که آنِ مرا در خود نزدیکتر می یافت . نهال بکری که در تابش شوق و طنش فصل آغازش می رویید و دستان بهاریش رابه چهار مضراب خزان و کران ، کران و خزان می سپرد . در پس هر ناز ، نیازش به تمنا می نشست هر آن تشنه تر از پیش به شوق می باخت . و اندیشه را جز در سبزینه گیاه دوست نمی رویاند . او سرگشتگی ای جز دلدادگی نبود. " بالغ " ام مخمر طعم گس دوری و دارایی بود . در توازن تب لازم و ملزوم به آراستگی گام بر می داشت و شب را به سلوک آدینه به طلوع می نشست و از داغی جنون لحظه هایش دم نمی زد . می خواند و می ماند و سخت می خندید . نقاب سنگین سالهای گریز و پرهیز از او ظاهری آرام با درونی ملتهب ساخته بود که فرازهای کمال اش را سخت – آسان در پس هم می گذراند و به جویبار خنک آب می پیوست . هماره در راه بود و خود بیراه . نشانی از لعل یمانی اش نمی خواست جز ماهی های خیال در وسعت آبی آسمان . او رساترین سکوت کودکم بود. و " من " این گیاه سبز روییده در حوای استغنا ، سرخی سیب را قلم " تا رهایی " خویش ، رستگاری مزین به فریب آدم ، امروز فریاد می زنم و ریشه های رویش فصل را رقم خواهم زد ....
|
![]()
من به مهمانی دنیا رفتم... .من به دشت اندوه ، من به باغ عرفان، من به ایوان چراغانی دانش رفتم.....رفتم از پله مذهب بالا . تا ته کوچه شک، تا هوای خنک استغنا....تا سکوت خواهش .تا صدای پر تنهایی - سهراب سپهری صندوقچهخرداد 1388اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 همین حوالی
فقط کمی برای خودم
برساحل سلامت
غریبه ای که آشناترینم شد |