215.تو زمين باش تا او آسمان باشد!
"فإن لم يصبها وابل فطل"*تو زمين باش تا او آسمان باشد،گاه بارانش بر تو مي باردو گاه آفتابش بر تو مي تابد،گاه ابرش ترا در سايه ي خود مي پروراندوگاه نفحات لطف او بر تو مي وزدتاپخته گردي.اگر از دولتياني همه راست گرددو اگر از بي دولتاني کس چيز نتواند کرد. * سوره ي بقره آيه 265-> آن یار مهربان که زما دل برید و رفت ...
"فإن لم يصبها وابل فطل"*
تو زمين باش تا او آسمان باشد،
گاه بارانش بر تو مي بارد
و گاه آفتابش بر تو مي تابد،
گاه ابرش ترا در سايه ي خود مي پروراند
وگاه نفحات لطف او بر تو مي وزد
تاپخته گردي.
اگر از دولتياني همه راست گردد
و اگر از بي دولتاني کس چيز نتواند کرد.
-> آن یار مهربان که زما دل برید و رفت ...
+ سه شنبه 1386/01/14 .مریم. |
من به مهمانی دنیا رفتم... .من به دشت اندوه ، من به باغ عرفان، من به ایوان چراغانی دانش رفتم.....رفتم از پله مذهب بالا . تا ته کوچه شک، تا هوای خنک استغنا....تا سکوت خواهش .تا صدای پر تنهایی - سهراب سپهری
خانه قاصدک
فقط کمی برای خودم تو کلبمون خدا باشه تولد دلخوش به سکوتم دوستان دور کودک درون و برونkilimanjaroبهار کویربرساحل سلامتباغ نماقمار عشق موضوعات غریبه ای که آشناترینم شد کعبه دل می نویسم تا بخوانیم یادداشت روزانه در هوای دوستان سفر کودکم نجما پرسه میان نوشته ها سلوک دل جلسات حافظ و مولوی خاتون
کودک درون و برونkilimanjaroبهار کویربرساحل سلامتباغ نماقمار عشق
غریبه ای که آشناترینم شد کعبه دل می نویسم تا بخوانیم یادداشت روزانه در هوای دوستان سفر کودکم نجما پرسه میان نوشته ها سلوک دل جلسات حافظ و مولوی خاتون