158.شبانم را بازگردان !
" ق قسم به قدس قدرت ما بنای محکم اساس نهادیم و آن را به زیور ستارگان رخشان آراستیم و باران با برکت را نازل کردیم در اول بار آفرینش را از نیستی به هستی آوردیم ما انسان را خلق کرده ایم و از وساوس و اندیشه های نفس او کاملا آگاهیم که از رگ گردن به او نزدیک تریم و ما زمین و آسمان ها و آنچه بین آنهاست همه را در شش روز آفریدیم پس تو ای رسول صبر کن و به حمد و ستایش خدا تسبیح گو"
" ق
قسم به قدس قدرت
ما بنای محکم اساس نهادیم
و آن را به زیور ستارگان رخشان آراستیم
و باران با برکت را نازل کردیم
در اول بار آفرینش را از نیستی به هستی آوردیم
ما انسان را خلق کرده ایم
و از وساوس و اندیشه های نفس او کاملا آگاهیم
که از رگ گردن به او نزدیک تریم
و ما زمین و آسمان ها و آنچه بین آنهاست
همه را در شش روز آفریدیم
پس تو ای رسول
صبر کن
و به حمد و ستایش خدا تسبیح گو"
+ چهارشنبه 1385/06/15 .مریم. |
من به مهمانی دنیا رفتم... .من به دشت اندوه ، من به باغ عرفان، من به ایوان چراغانی دانش رفتم.....رفتم از پله مذهب بالا . تا ته کوچه شک، تا هوای خنک استغنا....تا سکوت خواهش .تا صدای پر تنهایی - سهراب سپهری
خانه قاصدک
فقط کمی برای خودم تو کلبمون خدا باشه تولد دلخوش به سکوتم دوستان دور کودک درون و برونkilimanjaroبهار کویربرساحل سلامتباغ نماقمار عشق موضوعات غریبه ای که آشناترینم شد کعبه دل می نویسم تا بخوانیم یادداشت روزانه در هوای دوستان سفر کودکم نجما پرسه میان نوشته ها سلوک دل جلسات حافظ و مولوی خاتون
کودک درون و برونkilimanjaroبهار کویربرساحل سلامتباغ نماقمار عشق
غریبه ای که آشناترینم شد کعبه دل می نویسم تا بخوانیم یادداشت روزانه در هوای دوستان سفر کودکم نجما پرسه میان نوشته ها سلوک دل جلسات حافظ و مولوی خاتون