|
· شکل موفق در مسافتی مساوی بین سکون و آشوب یافت میشود. شیللر، شاعر آلمانی · گاهی اوقات جایی هست که جز تو هیچکس نمی تواند آن را پرکند وکاری هست که جز تو کسی قادر به انجامش نیست... فلورانس اسکاول شین پینوشت: امسال جوجههایمان را آخر بهار میشماریم، روزهای نبرد ما و زمان...
"وقتی نيستی/بهانه میگيرد/دلم/تلخ میشود چتر نداشتم/قطره قطره در خودم/میچکيدم دستهام را صليب میکنم/ جلو ميزت/رو به زندگی/و هر چيز سخت مصلوب میشوم/با تاجی از گل وقتی هستی هيچ چيز کم نيست خدا هم هست آن بيرون جای پاش هم هست بر برف چقدر رقصيده بود آن شب" عباس معروفی آهسته بگویمت، دیشب باکرهای را دیدم، سجادهنشین نگاه پدر روحانی، راهبهای که خدایش را گم کرده بود. برایش اشک ریختم، می دانی اشک چیست؟ بارانی که تو به من هدیه دادی و از آن روز اتاق تنهاییام، وسعت آسمانام شد. خدایم را قاب گرفتهام، کنارهمان ابری که میدانی. حالا طول و عرض اتاقمام را دیده ای، اما ارتفاعام را که از بر بودی، حیف، در بازی بالا و پایینی فراموش کردی. همان آسمانی که باراناش تو بودی، رنگینکمان اش من، حالا گوشه دنج پنهانی من است. لحظههایم بیقرار میگذرند تا تو بیفکر، بی دل ، بینگاه بیایی و از هرآنچه دیروز در آسمانمان نبود، نگویی. من بشوم کودک دل، تو قصه بگویی. تا صبح خدا را در آغوش بگیریم و به نداشتههایش عشق بورزیم. آنوقت تنهایی خدای بالای آسمانمان هم بیمعنا میشود. مدتهاست که به آراماش نرفتم، اما او خوب رسم شیدایی میداند. نوایم کرده است. در شکل شکوههایم. در طوفانام و بهارم که بیشب باز می رویید. حالا من سجادهنشین بهانه راهبهای شدهام که میداند، نمییابد و میبارد. از اینجا، کمی دورتر از تو، به یاد تو، در حوالی جنونِ تنهایی شب قدم میزنم، شاید بیایی و دلتنگ کودکیمان شوی....
|
![]()
من به مهمانی دنیا رفتم... .من به دشت اندوه ، من به باغ عرفان، من به ایوان چراغانی دانش رفتم.....رفتم از پله مذهب بالا . تا ته کوچه شک، تا هوای خنک استغنا....تا سکوت خواهش .تا صدای پر تنهایی - سهراب سپهری صندوقچهآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 همین حوالی
فقط کمی برای خودم
بهار کویر
غریبه ای که آشناترینم شد |