|
" بنام خدای پاکی " چونان صافت می بینم ای محبوب که گویی بیرون از زمان بزرگ شده ای ! اگر عشق نازنین تو دگر بار به پاکی ام باز گرداند تا چون دو شاخه درخت با عشق آشنا شویم چون دو ستاره همسایه چون دو موج همزاد چون دو بال مرغ دریایی نرم اندام آنگاه از هم جدا نخواهیم شد و در یک راه " باهم " خواهیم بود. - صلاح عبدالصابر - محمد 18-8-1386
زندگی کردن ، عشق ورزیدن است! هنگامی که شادمانی به نرمی به اعماق دریاچه سکوت می رود، نفس ِ گرم عشق، ترانه ای ناشنیده را زمزمه می کند. هنگامی که آسمان باز ، زیر نگاهِ تو بیدار بیدار می شود، مه ِ تردید پراکنده می شود ونسیم دلپذیرگرده های معطر رستگاری را می افشاند! دریاچه ، نیلوفر و عاشق نایده ، در یک شور ناگهانی " باهم" یکی می شوند. قصه از یک سلام شروع نشد!!! قصه این بار از سکوت شروع شد! روزها گذشت و من با تو تنهاتر شدم! و حالا در این تنهایی، تو را بهتر می بینم! دور یا دورتر، مهم نیست، همچنان نزدیک و من از شوق خنده ام می گیرد! " سلام" محمد ۱۰/۸/۸۶
قطار ميرود و من چقدر سادهام بزرگترين دغدغهاش؛ عاشقیاش بود و آن چنان اين سه حرف را ادا مي كرد كه گويي هزاران سال آنها را بدهكار است. از تمام رمز و رازهاي عشق قيصرادبيات ايران، بي محابا مهربان بود. اينجا همه هر لحظه میپرسند: اما كسي يك بار براي استادش، دكتر شفيعي كدكني، شعري گفته بود كه با اين بند تمام مي شد: و در يكي از همين سهشنبه كه خودش خوب میدانست موعد رفتن است، رفت. اسفند 79 بود كه سرود: سهشنبه؛ سهشنبه؛ سهشنبه قيصر نرفته است. مانده است و سهم ما را از تمام كلمهها و واژه هاي عاشقانه مي دهد....
یک شنبه کلیسا ------- معبد در عود خدا در نیایش من چشمان تو را می بارم پدر جام سرمستی می نوشد هم سرایان زندگی می نوازند من مهر را در تو می یابم به عید پاک و میلاد مسیح یک نفس باقی است صدای ناقوس می آید از هزار رنگ پاییز سرخی جنون اش با من امتداد سکوت ساحل آرام من و خدایم!
|
![]()
من به مهمانی دنیا رفتم... .من به دشت اندوه ، من به باغ عرفان، من به ایوان چراغانی دانش رفتم.....رفتم از پله مذهب بالا . تا ته کوچه شک، تا هوای خنک استغنا....تا سکوت خواهش .تا صدای پر تنهایی - سهراب سپهری صندوقچهآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 همین حوالی
فقط کمی برای خودم
بهار کویر
غریبه ای که آشناترینم شد |